محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

357

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

كه وعده داده‌اى به سود ما و زيان آنان حكم كن ، به ويژه كه آنان را فاسق و تباه‌كار نيز مىشمرد . « 1 » اين برخورد از روى ترس و بزدلانه‌اى را كه اسرائيليان با موسى داشتند - آن هم پس از آن همه معجزه‌هاى شگفتى كه از او ديده بودند ، مانند شكافته شدن دريا ، نابودى دشمنان ، آمدن من و سلوى ، سايه‌بان ابر و . . . - با همهء دوگانگىهايى كه در ميانه هست ، بسنجيد با برخوردى كه مهاجران و انصار ، اندكى پيش از جنگ بدر با پيامبر ( ص ) داشتند ، جنگى كه در آن سرباز و سلاح مسلمانان از يك سوم نيروهاى كافران نيز كمتر بود ، آن برخورد گستاخانه و طنزآلود يهوديان را بسنجيد با اين برخورد مخلصانهء مردى چون مقداد بن عمرو كندى كه در برابر پيامبر ايستاد و با اخلاص و ايمان و عشق گفت : اى پيامبر خدا ، كار را همان‌گونه كه خدا خواسته است پيش ببر كه ما با تو هستيم . به خدا سوگند كه ما هرگز سخنى را كه يهوديان به موسى گفتند ، با تو نمىگوييم ، ما نمىگوييم تو و خدايت برويد و بجنگيد ، ما اينجا نشسته‌ايم ، مىگوييم تو و خدايت برويد و بجنگيد كه ما نيز همراه با شما مىجنگيم ؛ و نيز بسنجيد با اين سخنان سعد بن معاذ كه به نمايندگى از انصار بر زبان آورد : اى پيامبر ! ما به تو ايمان آورده‌ايم و تو را راستگو مىشماريم و گواهى مىدهيم كه آنچه مىگويى و آورده‌اى ، همه حق است و با تو پيمان بسته‌ايم و قول داده‌ايم كه همواره گوش به فرمان و مطيع تو باشيم . پس هر چه بايد بكنى ، بكن كه ما با تو هستيم كه سوگند به خدايى كه تو را به حق برانگيخته است ، اگر به دريا فرو روى ما نيز با تو به دريا فرو مىرويم ، بىآنكه يكى از ما نيز سرپيچى كند ، و ناخرسند نخواهيم بود اگر همين فردا ما را به پيكار دشمن ببرى ، ما در پيكار پايدار خواهيم ايستاد و صادقانه خواهيم جنگيد و اميدواريم كه خداوند از ما رفتارى به تو نشان دهد كه چشمت بدان‌ها روشن گردد ، پس ما را به خواست خدا و بركت او راه انداز » . « 2 » آرى مسلمانان با چنين روحيهء بلند و برجسته و با يارى خدا و راهنمايى پيامبر و پيروى از كتاب و سنت بود كه توانستند پرچم اسلام را بر بلندىهاى خاور برافرازند و دست دولت‌هاى بزرگ ايران و روم را از سرزمين خاور عربى كوتاه كنند و حكومت گردنكشان را درهم كوبند

--> ( 1 ) . تفسير نسفى ، 1 / 279 ؛ صفوة التفاسير ، 1 / 336 . ( 2 ) . صحيح بخارى ، 5 / 93 ، 6 / 64 - 65 ؛ مسند احمد ، 1 / 389 - 390 ؛ ابن هشام ، سيرة النبى ، 1 / 614 - 615 ؛ ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، 2 / 8 ؛ ابن كثير ، السيرة النبوية ، 2 / 392 - 393 ؛ تفسير طبرى ، 10 / 185 - 186 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 71 - 72 ؛ واقدى ، المغازى ، 1 / 48 - 49 .